خرید بک لینک

من هوس کرده ام به تو عشق بورزم! چه باشی و چه نباشی! چه کم باشی و چه زیاد... ببین جانانِ من ! من دیواانه ام دیووانه عاشقی کردن با تو.... میخواهم تک تکِ کافه رستوران های شهر را باهم تجربه کنیم میخواهم روزهای بارانی بهار را در کوچه پس کوچه های مرکز شهر باهم بدویم اصلا همین حالا دلم میخواهد باهم برویم ماهی قرمزهارو ببینیم و سر اینکه چندسال دیگه قرار است کدومشان را بخریم باهم همان جا دعوا کنیم دلم میخواهد در یک روز تابستانی دستت را بگیرم و باهم دور زمین بگردیم

برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 10:48

برای تولدت میخواستم شکواییه ای بنویسم خطاب به تمام آنهایی که تو با "میمِ مالکیت" صدا میکردی و هیچ وقت دوستت نداشتند و به بهانه "کرونا" تو را به بهشت بدرقه نکردند، اما چطور میتوانم از تو الگو برندارم و در برابر رذل بودن آدم ها سکوت نکنم وقتی من دختر همان مادرم؟تو، فرشته بودی.شده آیا تمام هستی ات به یکباره در ثانیه ای نیست شود؟من شکستم با رفتنت.نه، گریه نکردم، وانمود به قوی بودن کردم که از تو یاد گرفتم.اما من باختم. من شکستم. من سالها پیر شدم و این رفتن، بزرگترین فقدان تمام زندگی من شد.و چه اندو

برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 10:48

صفحه بندی